شما جایی نمیرید؟
من؟ چرا امسال درسم تموم میشه می یام تهرون...
نه خارج از کشورو می گم....
.
.
مازی داره میره... میگه: اینجا هیچی نیست فضای باز سیاسی آزادی بیان آزادی های دیگه و یه همچین چیزایی،
میگه با این ماهی ۵۰۰، ۶۰۰ تومن که میگیرم هیچوقت هیچی نمیشم...
کلی دنبال آی یلس وجی آر ی و از این سفارت به اون سفارت...
.
.
آقای ر میگه: اینجا تفریح نیست...که البته جای تامل داره! اگه می گفت اینجا کار نیست یه چیزی...
اما تفریح؟ باید ببینی کی از چی لذت میبره که بگی تفریح ...
( درسته به شدت با آقای ر برخورد می کنی و دهنشو میبندی ولی اگه یک کمی هم فکر کنی وکمی هم قدرت مقایسه...)
.
.
کیانا میگه: سال دیگه دی ماه تفریحات تموم میشه! داره میره که درس بخونه... واون چهار سالی که اینجا درس خونده میگه تفریح!
دانشگاه بیشتر وقت تلف کردن یه اجتماعی بود که خودشون هم نمیدونستن دنبال چی میگردن شاید ۱۰یا۱۵ درصدشون یه چیزی بشن اما بقیه در صدد قاب کردن مدرک به دیوار اتاق و بالا گرفتن دماغ بر می آیندو مشغول دوخت و دوز و شاگردی مغازه پدر محترم و کارای بی ربط دیگه میشن.
.
.
سپیده میگه : اونجا نمیشد نفس کشید بیا ببین چه قدر فرق میکنه! تا همه ی شما رو نیارم اینجا ول کن نیستم...ببین فقط کافیه یه مدرک لیسانس داشته باشی اونوقت برای فوق درس می خونی و به پایینی ها در س میدی ... باور کن به همه چیز عادت می کنی...(هه هه هه...)
.
.
خاله ف میگه: مرده شورشونو ببرن خوب شد پسر دسته گلم برگشت ... درس می خواست واسه چی...دانشگاه می خواد چی کار...
(البته بی خود نیست اسمشو گذاشتن خاله ف...با حرفاش کاملا متناسبه!... و چه قدر این روزها این خاله ف ها زیاد شدن به طوری که گاهی تهوع میگیری)
این حرفا اکثرا برای خنده است و حرفای روزمره که تو هر مجلسی گفته میشه ولی وقتی یکی که قبولش داری بهت میگه ول کن برو پشت سرتم نگاه نکن یه کمی به فکر می افتی...
چرا برم؟
چرا بمونم؟
.
.
گوش کن یه صدایی نمیاد؟
چه خوش میگذره امشب...دعا کن نره امشب...
پس اپدیت کن و برو دنبال صدا...
پ.ن : کسی نمیدونه کجا دوره های GRE رو برگزار میکنن؟

